Monday, August 16, 2010

ماورا الطبیعه یا حماقت؟

این داستان رو دوستم برام تعریف کرده و قسم می‌خورد که واقعیه:

دوستم تعریف می‌کرد که یک شب موقع برگشتن از ده پدری تو شمال به جای
اینکه از جاده اصلی بیاد، یاد باباش افتاده که می‌گفت جاده قدیمی با
صفاتره و از وسط جنگل رد می‌شه!

اینطوری تعریف می‌کنه:

من احمق حرف بابام رو باور کردم و پیچیدم تو خاکی20 کیلومتر از جاده دور
شده بودم که یهو ماشینم خاموش شد و هرکاری کردم روشن نمی‌شد. وسط جنگل،
داره شب می‌شه، نم بارون هم گرفت. اومدم بیرون یکمی با موتور ور رفتم
دیدم نه می‌بینم، نه از موتور ماشین سر در میارم!! راه افتادم تو دل
جنگل، راست جاده خاکی رو گرفتم و مسیرم رو ادامه دادم.

دیگه بارون حسابی تند شده بود. با یه صدایی برگشتم، دیدم یه ماشین خیلی
آرام و بی‌صدا بغل دستم وایساد. من هم بی‌معطلی پریدم توش. اینقدر خیس
شده بودم که به فکر اینکه توی ماشینو نیگا کنم هم نبودم. وقتی روی صندلی
عقب جا گرفتم، سرم رو آوردم بالا واسه تشکر دیدم هیشکی پشت فرمون و صندلی
جلو نیست!! گند زدم به خودم. داشتم به خودم میومدم که ماشین یهو همونطور
بی‌صدا راه افتاد. هنوز خودم رو جفت و جور نکرده بودم که تو یه نور رعد و
برق دیدم یه پیچ جلومونه! تمام تنم یخ کرده بود. نمی‌تونستم حتی جیغ بکشم
ماشین هم همینطور داشت می‌رفت طرف دره. تو لحظه‌های آخر خودم رو به خدا
اینقدر نزدیک دیدم که بابا بزرگ خدا بیامرزم اومد جلو چشمم. تو لحظه‌های
آخر، یه دست از بیرون پنجره، اومد تو و فرمون رو چرخوند به سمت جاده!
نفهمیدم چه مدت گذشت تا به خودم اومدم. ولی هر دفعه که ماشین به سمت دره
یا کوه می‌رفت، یه دست می‌ومد و فرمون رو می‌پیچوند.

از دور یه نوری رو دیدم و حتی یک ثانیه هم تردید به خودم راه ندادم. در
رو باز کردم و خودم رو انداختم بیرون. اینقدر تند می‌دویدم که هوا کم
آورده بودم. دویدم به سمت آبادی که نور ازش میومد. رفتم توی قهوه خونه و
ولو شدم رو زمین. بعد از اینکه به هوش اومدم جریان رو تعریف کردم. وقتی
تموم شد، تا چند ثانیه همه ساکت بودند. یهو در قهوه خونه باز شد و دو نفر
خیس اومدن تو، یکیشون داد زد:

"ممد نیگا! این همون احمقیه که وقتی ما داشتیم ماشینو هل می‌دادیم سوار شده بود."

سفر به جزیره سریال لاست

Sunday, August 15, 2010

مدل های موفق کارآفرینی -دریافته ها -جهت ها- گرین برق-چرخش استراتژیک

شرکت اینتل


سابقه: ۳۸سال - تاسیس ۱۹۶۸

بنیانگذار: گوردون مور و پاپ نویس

تولید (۲۰۰۵) : ۷.۷۱۱.۶۴۷

فروش: (۲۰۰۵): ۳۴.۲ میلیارد دلار

تعداد کارکنان: ۹۹۹۰۰

شاید زمانی که گوردون مور در رشته شیمی از دانشگاه برکلی فارغ التحصیل
شد، حتی خودش نیز فکر نمی کرد که در اثر حادثه ملاقات با مخترع
ترانزیستور به دنیای مبهم و عجیب سیلیسیم وارد شود و بتواند چنان تحولی
در این وادی پدید آورد که با ابداع و طرح قانونی که به نام خود او شهرت
یافته است نام خود را در این عرصه جاودانه سازد. پس از او نیز جانشین
شایسته اش، اندی گرو که برخلاف پیشینه مور، خود متخصص نیمه هادی بود همان
راه را به خوبی ادامه داد و در طی چهار دهه شرکتی که تراشه 4004 آن تنها
دارای 1000 ترانزیستور بود به سرآمد شرکتهای مبتنی بر فناوری برتر در
زمینه تولید ریزپردازنده تبدیل گشت و تولید تراشه ای با 11 میلیارد
ترانزیستور را در دستور کار خود قرار داد. این پیشرفتها البته به سادگی
نیز به دست نیامده است. اینتل دو بحران عظیم نفتی و اقتصادی دهه های 80 و
90 را با درایت پشت سر گذاشته و حتی توانسته به تعبیر اندی گرو رهبر موفق
پیشین شرکت، آنها را نقطه چرخش راهبردی خود قرار دهد و از سنت پرسابقه
تولید تراشه حافظه به وادی چالش انگیز و نوین تولید ریزپردازنده درآید و
با دراختیار داشتن رهبرانی اندیشمند و هوشمند و آینده نگر، کارکنان را در
زمینه تحقق اهداف شرکت سمت و سو دهد و سرمایه گذاریهای میلیاردی در تحقیق
و توسعه فناوریها و محصولات صنعت ITC را به ثمر نشاند.

تاریخچه
ایده تاسیس شرکت اینتل زمانی شکل گرفت که گوردون مور پس از دانش آموختگی
در دانشگاه برکلی طی ملاقاتی با ویلیام شاکلی مخترع ترانزیستور جذب او شد
و با کار در آزمایشگاههای «بل» به حوزه صنعت نیمه هادی قدم گذاشت و در
آنجا با باب نویس آشنا شد. اما دیری نپایید که این دو آنجا را ترک کردند
و شرکت فیرچایلد را در زمینه نیمه هادی تاسیس کردند و پس از آن بود که در
سال 1968 این ایده تحقق یافت و شرکت اینتل متولد شد و سه سال بعد به ثبت
رسید. گرچه اساس کسب و کار شرکت در ابتدای تاسیس، تولید تراشه‌های حافظه
برای رایانه بود اما بحران نفتی سال 1973و بحران اقتصادی سال 1984 شرکت
را با تلاطم های مرگباری مواجه کرد که مجبور شد فعالیت خود را به تولید
ریزپردازنده تغییر دهد. همین تغییر جهت سبب شد تا اینتل در مسیر جدید رشد
موفقیت آمیزی طی کند و اکنون به قطب مطرح تولید ریزپردازنده در دنیا
تبدیل شود. در آغاز تاسیس شرکت، ریزپردازنده ها 64 بیتی بود با 1000
ترانزیستور درحالی که برنامه اینتل برای سال 2011 تولید تراشه با 11
میلیارد ترانزیستور است. اولین محصول شرکت در سال 1971 به عنوان تراشه
4004 به بازار عرضه شد که در آن تنها 2300 ترانزیستور به کار رفته بود.
سال بعد تراشه 8008 و دو سال بعد تراشه 8080 با 4500 ترانزیستور ارائه
گردید. در سال 1977 تراشه 10000 ترانزیستوری برای اپل II عرضه شد و در
سالهای بعد تراشه‌های 8086 و 8088. سال 1982 ریزپردازنده 286 با 134000
ترانزیستور به بازار آمد. سه سال بعد ریزپردازنده 386 تعداد ترانزیستورها
را به 275000 عدد رسانید. در سال 1989 با عرضه ریزپردازنده 486 تحول
شگرفی پدید آمد و تعداد ترانزیستورها به 2/1 میلیون عدد رسید. سال 1993
ریزپردازنده پنتیوم با 1/3 و سپس 5/5 میلیون تراشه ارائه شد. در سالهای
1997، 1999 و 2001 ریزپردازنده‌های پنتیوم II ، III و IV به ترتیب با
5/7، 5/9 و 42 میلیون ترانزیستور عرضه گردید. سال 2002 ریزپردازنده
ایتالیوم با 220 میلیون ترانزیستور وارد صحنه دنیای فناوری اطلاعات و
ارتباطات شد. سال 2004 ریزپردازنده با فناوری 90 نانومتر و 125 میلیون
ترانزیستور عرضه شد. هدف اینتل رسیدن به تولید تراشه های 11 میلیارد
ترانزیستوری در سال 2011 است.

حوزه فعالیت
محصولات متنوع شرکت عبارت است از: ریزپردازنده، تراشه، حافظه جداشونده،
صفحه اصلی، محصولات سیمی و بدون سیم ارتباطی، اجزا و قطعات زیرساختهای
ارتباطی شامل پردازنده های شبکه، و محصولات حافظه های شبکه‌ای. شرکت در
ابتدای تاسیس بر تولید حافظه تمرکز داشت. در دو بحرانی که منجر به از
رونق افتادن کسب‌وکار و بحران اقتصادی صنعت نیمه هادی شد، شرکت مجبور به
تعطیل 12 کارخانه خود و آزادکردن یک سوم کارکنان شد. مهمترین چالش شرکت
تصمیم گیری درمورد تغییر روند فعالیت شرکت از تولید تراشه حافظه به تولید
ریزپردازنده بود که راه موفقیت اینتل را باز کرد و شرکت را به قطب تولید
ریزپردازنده در دنیا تبدیل نمود.

قانون مور
در سی و پنجمین سالگرد چاپ مجله الکترونیک، گوردون مور مقاله ای در 1965
چاپ کرد و در آن پیش بینی نمود که فناوری مدارهای مجتمع (IC)، الکترونیک
را ارزان خواهدکرد. این پیش بینی کاملا درست از آب درآمد. ساخت
ریزپردازنده در مدت 5 سال قیمت رایانه را 90 درصد کاهش داد. پیش بینی مور
آن بود که تعداد ترانزیستورهای به کاررفته در یک تراشه، یعنی قدرت تراشه
هر سال دو برابر خواهدشد. اولین IC در سال 1961 ساخته شد که 8 جزء روی آن
قرار داشت. مطابق استنتاج و پیش بینی مور، در سال 1965 باید 60 جزء روی
آن قرار می گرفت و ظرف ده سال از 60 به 60000 جزء می رسید. البته او ده
سال بعد به دو برابر شدن قدرت تراشه در هر دو سال نظر داد و آنچه امروز
به نام او به عنوان قانون مور معروف شده و شهرت جهانی پیدا کرده همین
پیش‌بینی است.

ماموریت و راهبرد
ماموریت اینتل ایجاد یک شبکه تامین کننده سرآمد در اقتصاد دیجیتالی جهانی
است. هدف اینتل آن است که در تهیه تراشه های سیلیکونی سرآمد جهان اقتصاد
دیجیتالی باشد: ما شایستگی های اصلی خود را در طراحی و ساخت مدارهای
مجتمع، منابع مالی، حضور جهانی و شناساندن نشان تجاری استفاده می کنیم.
راهبرد ما متمرکز است بر رفع نیازهای مشترک در توسعه نسل جدید محصولاتی
که نیازهای کسب و کار و مصرف کننده را پاسخ گوید. ما بر این باوریم که
کاربر نهایی سیستمها و دستگاههای محاسبه ای و ارتباطی، محصولاتی می خواهد
متکی بر راه‌حلهای ناشی از وجود یک مجموعه (PLATFORM). مجموعه یعنی جمعی
از فناوریها که به گونه ای طراحی شده اند که با یکدیگر کار کنند تا راه
حلهای بهتری برای کاربر نهایی فراهم شود نسبت به وقتی که اجزا به صورت
مجزا مورداستفاده قرار گیرد.

تحقیق و توسعه
همانگونه که فولاد، ماده خام قرن بیستم محسوب می شد، سیلیسیم ماده خام
قرن بیست و یکم است. صنعت نیمه‌هادی سیلیسیمی توسط اینتل هدایت می شود.
مطابق قانون مور، اینتل هر دو سال یک بار به معرفی نسل جدید فناوریها می
پردازد. این امر به تولید و عرضه محصولات به صورت ارزانتر، سریعتر و بهتر
به مشتری منجر می‌شود. تحقیق و توسعه در اینتل متمرکز است بر ترکیب
مجموعه محاسبه گری، ارتباطات، قطعات الکترونیکی و فناوریهای نوین که
مدلهای کسب و کار و توسعه صنعت را پاسخگو خواهد بود. این مسئله از یک سو
به پایه ها و زیرساختارهای فناوری نانو سیلیکونی بستگی دارد و ازسوی دیگر
به نرم افزار و سیستم اجزاء مجموعه. ترانزیستور به عنوان یک سویچ پایه
سیلیسیمی عمل می کند که در دنیای دیجیتال براساس منطق صفر و یک کار می
کند. توسعه حوزه‌های فناوری در اینتل عبارت است از:
- افزایش بازده قدرت و هدایت گرمای ایجاد شده (فناوری گرما)
- مواد و ساختارهای نوین برای ترانزیستور
- انواع اتصالات
- فرایند چاپ و حک اثر روی سیلیسیم
مجموعه های اینتل شامل استانداردهایی نظیر WIFI و WIMAX است: سخت افزارها
و نرم افزارهایی نظیر فناوری HT، مجازی سازی و AMT. در سال 2002 فناوری
فرایند نانومتر عرضه شد. در سال 2004 فناوری 65 نانومتر (میلیاردم متر)
ارائه گردید که پیشرفته ترین فرایند تولید تراشه دردنیاست. سال بعد
فناوری 65 نانومتری اینتل ابداع شد که نسل جدید فرایندهای سیلیکونی را
عرضه می کند: کوچکترین و بهترین ترانزیستور CMDS در تولید انبوه که به
بهبود 15 – 10 درصدی عملکردی ترانزیستور می انجامد.
در سال 2007 فناوری 45 نانومتر عرضه خواهد شد که به بهبود 20 درصدی
عملکرد و 30 درصدی صرفه‌جویی در مصرف انرژی خواهد رسید. مجموعه‌هایی که
سال 2015 نیز عرضه خواهد شد، عملکردی به‌مراتب بهتر خواهند داشت.
اینتل در سال 2005، بیش از 5 میلیارد دلار در زمینه تحقیق و توسعه هزینه
کرده است. این در حالی است که در سال 1996 این رقم 8/1 میلیارد دلار بوده
است.

ارزشها و فرهنگ سازمانی
ارزشهای پذیرفته شده در شرکت اینتل عبارت است از:
1 – مشتری گرایی
- گوش دادن و پاسخ‌دادن به مشتری، تامین‌کنندگان و سهامداران
- ارتباط شفاف دوسویه
- ارائه محصولات و خدمات رقابتی و نوآورانه
- تسهیل کار
2 – نظم و انضباط
- توجه به جزئیات
- تعهدکردن و اجراکردن
- محیط کار ایمن و تمیز
3 – کیفیت
- یادگیری، توسعه و بهبود مستمر
- کارهای درست را درست انجام‌دادن
- دست‌یابی به بالاترین استانداردهای تعالی
4 – خطرپذیری
- تقویت تفکر خلاق و نوآورانه
- درگیربا تغییرات و چالشها
- گوش‌دادن به ایده‌ها و نقطه نظرات
- یادگیری از موفقیتها و اشتباهات
- تشویق خطرپذیری
5 – محل مطلوب انجام کار
- بازبودن و دردسترس‌بودن
- محیط کار چالش‌انگیز
- کار سیستمی
- تشویق
- عملکرد صادقانه
6 – نتیجه‌گرایی
- تمرکز بر دستاوردها
- مسئولیت‌پذیری
- گرایش به حل مساله
- اهداف رقابتی و چالش‌انگیز داشتن

نیروی انسانی
تعداد کارکنان شرکت در سال 2005، 99900 نفر بوده که بیش از نیمی از آن در
آمریکا مستقر و مشغول به‌کار بوده‌اند. شرکت برای آموزش کارکنان اهمیت
ویژه‌ای قائل است و این که افرادی با 20 سال تجربه را برای آموختن
زمینه‌های نو و بی‌سابقه به مرکز آموزش می‌فرستد برای خود ویژگی
منحصربه‌فرد محسوب می‌دارد.

فروش
فروش شرکت در سال 2005، بیش از 34 میلیارد دلار و سود خالص 5/7 میلیارد
دلار بوده است. در سال 2000 این ارقام به‌ترتیب 5/26 و 3/1 میلیارد دلار
بوده است. تفکیک جغرافیایی درآمد شرکت در سال 2005 چنین بوده است.
- آمریکا 19 درصد
- اروپا 21 درصد
- آسیا اقیانوسیه 50 درصد
- ژاپن 10 درصد.

بنیانگذار
بنیانگذار اینتل، گوردون‌مور است که با همدستی باب‌نویس در سال 1968 شرکت
را تاسیس نمود. بااینکه او دکترای خود را در رشته شیمی از دانشگاه برکلی
اخذ کرده بود و اصولا با دنیای نیمه‌هادی سروکاری نداشت اما در ملاقاتی
که با ویلیام شاکلی مخترع ترانزیستور داشت جذب او شد و با کار در
آزمایشگاههای «بل» و آشنایی با باب‌نویس ایده تشکیل اینتل را شکل داد. او
افتخارات زیادی را به‌نام خود به‌ثبت رسانده است:
از تاثیرات مهم در ابداع ریزپردازنده و گسترش استفاده از آن تا
بنیان‌گذاری شرکت و ثبت قانون معروف مور و تثبیت خود به‌عنوان راهبر
انقلاب سخت‌افزاری و رایانه‌ای و دریافت مدال ملی فناوری. به این مجموعه
افتخارات باید انتخاب و جذب هوشمندانه اندی‌گرو رهبر موفق سابق شرکت را
نیز افزود. مور در سال 1963 طی مصاحبه‌ای با گرو، او را استخدام کرد.

مدیرعامل قبلی
مدیرعامل موفق قبلی شرکت، اندی گرو در اصل مجارستانی بود که در نوجوانی
تنها باداشتن 20دلار و بدون اینکه انگلیسی بداند به‌دلیل اوضاع نابسامان
کشورش، آنجا را ترک کرد و به آمریکا آمد و درست مانند گوردن‌مور از
دانشگاه برکلی در رشته شیمی فارغ‌التحصیل شد اما در زمینه نیمه‌هادیها.
گوردن‌مور او را به‌عنوان رئیس بخش تحقیق و توسعه به استخدام درآورد و پس
از آن بیش از 20 سال سکان هدایت شرکت را به‌دست گرفت و در استحکام بنیان
اینتل کوشید. اندی‌گرو به تئوری «نقطه چرخش راهبردی» معتقد است. این نقطه
در زندگی هر بنگاه زمانی است که بنیانهای آن در معرض دگرگونی درونی یا
بیرونی قرار می‌گیرد. این دگرگونی ممکن است فرصت بالارفتن از نردبان به
نقطه‌ای بلندتر یا آغاز سرنگونی باشد. گرو تصمیم‌گیری در نقطه چرخش
راهبردی را وظیفه مدیر ارشد سازمان می‌داند. مصداق این تصمیم‌گیری در
مورد اینتل، بحرانهای نفتی و اقتصادی سالهای 1973 و 1984 بود که پس از آن
شرکت از تولید تراشه حافظه به تولید ریزپردازنده‌ها تغییر جهت داد و
توفیقات چشمگیری نیز در این زمینه به‌دست آورد و پیشتاز و مبتکر
فناوریهای صنایع اطلاعاتی و ارتباطاتی شد.

مدیرعامل کنونی
مدیر عامل کنونی شرکت پل‌اوتلینی است. او نیز معتقد است که «نزدیک
چهاردهه است اینتل درگیر تغییرات است و تعهد پایدار برای پیش‌بردن
فناوری. نقطه عطف در سال 1968 رخ داد که انتقال موفقیت‌آمیز از کار
سابقه‌دار روی حافظه به ریزپردازنده صورت گرفت. امروز ما یک بار دیگر
اینتل را ابداع مجدد می‌کنیم برای تمرکز بر فرصتهای رشد». او می‌خواهد
ریزپردازنده‌های اینتل را با سایر فناوریها پیوند زند. اوتلینی در مورد
بهبود عملکرد فناوریهای اینتل نسل پس از نسل هنوز معتقد به قانون مور
است: «قانون مور همچنان به‌عنوان یک محرک اساسی برای رشد در اینتل زنده
است اما راهی که ما و مشتریانمان به قانون مور نگاه می‌کنیم تغییر کرده
است. قانون مور تنها در مورد تعداد ترانزیستورهای بیشتر در یک تراشه نیست
بلکه راجع به این نیز هست که چگونه باید آن ترانزیستورها را خلاقانه
به‌کار برد». او ماموریت جدید شرکت را چنین برمی‌شمارد: «خرسندکردن
مشتریان، کارکنان و سهامداران. باید به‌طور مداوم محصولات اینتل با
پیشرفتهای فناوری هماهنگ شود تا به درد کار و زندگی مردم بخورد».

آینده
پیش‌بینی شرکت آن است که در سال 2006، به درآمد 8/38 میلیارد دلاری دست
یابد که نزدیک 10 درصد بیشتر از سال قبل است. هزینه سرمایه‌گذاری در حوزه
تحقیق و توسعه نیز بیش از 6 میلیارد دلار پیش‌بینی شده که عمدتا بر
فناوری 45 نانومتر متمرکز خواهد بود. تا پایان این دهه، اینتل تراشه‌ای
به کوچکی 15 نانومتر خواهد ساخت (EUV) و در زمینه وسیعترکردن پهنای باند
PCهای بی‌سیمی یک میلیارد دلار سرمایه‌گذاری خواهد نمود. دست‌یابی به
تراشه‌ای با 11 میلیارد ترانزیستور در سال 2011 نیز در چشم‌انداز اینتل
قرار دارد.

Sunday, August 08, 2010

استارت احداث اولین خط تولید منیزیم در کشور به یاری خدا

استارت این پروِژه از یک روز گرم مهرماه سال 1378 در بندر بوشهر زده
شد...اون موقع کنار دریا نشسته بودم و به فکر افتادم که این همه املاحی
که تویه آب دریا هستش ارزش استخراج دارند؟ رفته بودم دنبال این موضوع و
یواش یواش فهمیدم که دنیای مواد محلول در آب دریا چقدر بزرگه.... از همون
موقع شروع کردم به تحقیق که نهایتا پنج سال بعدش یک پروپوزال دادم به
سازمان مدیریت و برنامه ریزی و با مساعی دوستان این پروِژه به تصویب رسید
و از سال 1384 تامین اعتبار شد و از سال 1385 رسما عقد قرار داد شد. در
مدت 3 سال باز هم روی پروژه کار کردم و شاهد استهزا بودم شاهد تشویق بودم
شاهد کار شکنی بودم شاهد همکاری بودم تا بالاخره تمام شد و همه اون کسانی
که یه زمانی منو به این خاطر که مهندسی برق خونده بودم و حالا یک پروژه
شیمیایی رو انجام داده بودم مورد تمسخر قرار می دادند و در کارهای من کار
شکنی می کردند با نظر مرکز مطالعات پیشرفته دانشگاه صنعتی شریف که کار من
رو مورد تایید قرار داده بودند ...سر جای خودشون نشستند...امروز باز هم
همون کسانی که منو تشویق به ادامه راه می کردند باز هم کنارم هستند و منو
از محبت های بی دریغشون بهره مند می کنند از جمله دکتر مصلح عزیز که
ادامه این مسیر بدون حمایت های ایشون امکان نداشت. امروز هم بعد از بیرون
اومدن مجلد نهایی این تحقیق تصمیم بر این گرفتم تا اولین خط تولید ایرانی
فلز منیزیم به روش جریکو رو در بندر بوشهر راه اندازی کنم... می دونم
راهیه که از ابتداش با سختی روبرو خواهم شد.... تمسخر ها... طعنه ها ...
و... بسیار خواهند بود.... اما این برای من بسیار شیرینه وقتی از آب فلز
بگیرم شاید این ضرب والمثل رو که از آب کره می گیره رو اصلاح کردند و
گفتند از آب هرچه می خواد می گیره!!! موافقین؟

Friday, July 23, 2010

اندر حکایت نیمه مرداد

اندر حکایت نیمه مرداد سالگرد مشروطه و تخطئه علوم انسانی
سالها پیش در موقعی که هنوز استکبار جهانی وجود نداشت ..استکبار داخلی
محمد علی شاه آنچه در شان ایرانی بود را از او دریغ کرده بود مردم از
زمان محمد علی شاه, داد عدالت و درخواست عدالتخانه داشتند . و اکنون محمد
علی شاه با روس ها ساخته بود و پرداخته بود .... بعد از قتل گریبایدوف که
هیمنه روسها را شکانده بود اکنون این لیاخوف روس بود که در خیابان های
تهران جولان می داد... واگر به قول کمال الملک : " از خون جوانان وطن
لاله دمیده" اکنون این توپخانه روس ها بود که مجلس و مجلسیان ایرانیان
را به توپ بسته بود ....زیرا روزنامه ها و نخبگان در حال اشاعه دانش هایی
بودند که بشر از محتوای مغزش برای اداره جامعه اش برون داده بود
...اقتصاد و حقوق وسیاست . اخلاق اکنون جهان شمول شده بود مورد تایید هر
فرد عاقلی بود .... و چنین بود که برای جلوگیری از تخته شدن بساط
خودکامگی بایستی مجلس و علوم انسانی تخته می شد.
و تاریخ چه زیبا تکرار می شود و چه زیبا قابل پیش بینی است !!! امروز
کلنل ویکتور لوبانف روس با غرور سوار بر ماشین تشریفات از چهار راه
استانبول به سوی بهارستان خزان زده ملت می رود ... و علوم انسانی تخطئه
می شود ... چه توالی زبیایی.........

Friday, July 02, 2010

بکشید گوشم آنک که تو امشب آن مایی

بعد از 25 سال انتظار و جستجو تونستم خانم معلم کلاس دوم ابتدایی خوب و
مهربونم خانم منیژه دستپاک رو پیدا کنم و این سعادت نصیبم بشه که دست های
مهربونش رو ببوسم ...معلم ها مادر دوم انسان ها هستند و خیلی خیلی باید
شانس بیاری و جهان بر وفق مرادت بچرخه تا بتونی دوباره در محضر معلمت
حاضر بشی....
چو گویی که وام خرد توختم
همه هرچه بایستم آموختم
یکی نغز بازی کند روزگار
که بنشاندت پیش آموزگار
من دیروز 11 تیرماه 89 تونستممجددا در محضر آموزگار مهربونم بشینم ...خدا
را شکر کردم که چنین شانسی را نصیبم کرده...عجب بازی نغزی برای من بود.

Thursday, June 10, 2010

يادی از خود کردن ثواب است


سلام
امروز تصميم گرفتم یادی از خودم کنم...یه  نگاهی به خودم بندازم و ببینم هنوزم می خوام اونی که هستم باشم یا نه؟ یه نگاه دیگه به توصیف نظامی گنجوی انداختم ...همون موقعی که براي شناختن خودم تفالی به خمسه نظامی زدم...  :
سلطان سریر صبح خیزان
سر خیل سپاه اشک ریزان
متواری راه دلنوازی
زنجیری کوی عشقبازی
قانون مغنینان بغداد
بیاع معاملان فریاد
طبال نفیر آهنین کوس
رهیان کلیسیای افسوس
جادوی نهفته دیو پیدا
هاروت مشوشان شیدا
کیخسرو بی کلاه و بی‌تخت
دل خوش کن صدهزار بی رخت
اقطاع ده سپاه موران
اورنگ نشین پشت گوران
دراجه قلعه‌های وسواس
دارنده پاس دیر بی‌پاس
مجنون غریب دل شکسته
دریای ز جوش نانشسته
یاری دو سه داشت دل رمیده
چون او همه واقعه رسیده
با آن دو سه یار هر سحرگاه
رفتی به طواف کوی آن ماه
بیرون ز حساب نام لیلی
با هیچ سخن نداشت میلی
هرکس که جز این سخن گشادی
نشنودی و پاسخش ندادی
آن کوه که نجد بود نامش
لیلی به قبیله هم مقامش
از آتش عشق و دود اندوه
ساکن نشدی مگر بر آن کوه
بر کوه شدی و میزدی دست
افتان خیزان چو مردم مست
آواز نشید برکشیدی
بی‌خود شده سو به سو دویدی
وانگه مژه را پر آب کردی
با باد صبا خطاب کردی
کی باد صبا به صبح برخیز
در دامن زلف لیلی آویز
گو آنکه به باد داده تست
بر خاک ره اوفتاده تست
ديدم الانم می خوام همین باشم...انرژایز شدم و به کارام رسیدم.... عزت زیاد

Wednesday, June 09, 2010

ياران موافق همه از دست شدند...

دوستان عزيزم ، رحمان و حميد عزيز مصيبت هاي وارده را به شما و خانواده
محترمتان تسليت عرض مي كنم.
علي صانعي


--

Thursday, May 13, 2010

ماجرای من و شیخ بهایی وونوستات بریانی

اولین حضور من در جشنواره شیخ بهایی در اصفهان مصادف شد با 23 اردیبهشت
ماه 89 در شهر زیبای اصفهان
جای شما خالی بعد از نمایشگاه یک تریپ بریانی اعظم هم رفتم و دلی از عزا
درآوردم....بعدش هم یک فروند ونوستات فرستادم به خندق بلا.
این روز ها به من خیلی خوش می گذره هم تجدید خاطره است با اصفهان و
دوستان قدیمی هم پیدا کردن دوستان تازه.... واقعا جای شما خای. ....راستی
من با آخرین اختراع ثبت شده خودم حاظر شدم که آشکار ساز شعله با استفاده
از تشعشعات مادون قرمز و ماورا بنفش بود.برای ثبت بقیه اختراعات هم دعای
عاجل بفرمایید.

Sunday, May 02, 2010

آن مرد رفت

روز معلم امسال رو مثل همیشه به معلم های خوب دنیا تبریک می گم با این
تفاوت که امسال یک روز قبل از روز معلم یکی از بهترین و بزرگترین اسطوره
های تعلیم و تربیت ایران از میان ما رفت. راد مردی که حضور اون چراغ دانش
رو به میان ایلات ایران آورد و نور علم را در جایی روشن کرد که نمی شد یا
نمی گذاشتند که روشن شود. معلومه که از کی حرف می زنم!!! بهمن بیگی رو می
گم... مدتها پیش من اسم اونو از زبان دوست خوبم رحمان شنیدم و وقتی بیشتر
دقت کردم دیدم که ایلات و عشایر ایران اگر نه در حد پرستش که در حد عشق
اونو دوست داشتند ...وقتی بزرگداشتی برای اون برگزار کردند و جوانان
عشایر سوار بر اسب با تفنگی دردست اونو تا محل برگزاری مراسم تجلیل؛
اسکورت کردند قلبم از جا کنده شد بدنم می لرزید و اشک توی چشمام می
دوید...همه این احوال برای مردی بود که بزرگتری خدمت را به اونها کرده
بود و اونها نشون دادند که چقدر دوستش دارند... از ته دل بود... منم با
این که شناختی در حد شنیدن نامش داشتم از ته دل بهش ادای احترام کردم...
و امسال بهمن بیگی در میان ما نیست... چه چیز ضایعه از دست دادن اونو
جبران می کنه؟ هرچند چراغی که بهمن بیگی در میان ایلات قشقایی ایران روشن
کرد تا ابد روشن می مونه .... هرگاه پزشکی قشقایی را در اتاق عمل دیدید
یا مهندسی قشقایی را در صنعت دیدید یا خلبانی قشقایی را در اوج آسمانها
دیدید بدانید که به ثمره درختی می نگرید که بهمن بیگی 50 سال قبل بذر
آنرا کاشت. روحش شاد و یادش گرامی